جمعه

اين هم ماجراي جمعه من:

 

استوار ايستاده ام

کوه ، ميزبان شروه های عاشقانه من است

بوته نيايش مرا نظاره می کند

کوه بی کمر

بی رکوع و سجده

 ...

مار تشنه ای نگاه می کند

چشمه های خشک و چشم های خيس

تشنه ام...

شهر، روی جدول پياده رو

تير برق هم کنايه می زند

 

فصل بادهای موسمی است

فصل ضجه های بی شکوه

چار راه حيرت هميشگی

فصل زخم

فصل باد

گفته اند هر چه باد... باد

 

در ميان اينهمه دريغ

من که دستهام خالی است

تيغ هم فرو نمی رود

مرگ هم دلش برای من نسوخت

گفته اند: دستی از بهشت

سرنوشت را نوشته است

 

گربه ای گريخت

با صدای  تازيانه فال می زنم

انحنای قامتی دوباره تاب می خورد

گريه در کمين نشسته است

رقص يک پرنده مات می شود

اين منم که بال بال می زنم

 

جمعه رفت

جمعه آه...

جمعه ها دروغ هم شنيدنی تر است

 


مرتضي پاريزي
پيام هاي ديگران :

hgh spray : Life is just a mirror, and what you see out there, you must first see inside of you.
November 17, 2004 04:40 PM

hgh spray : Not a shred of evidence exists in favor of the idea that life is serious.
November 17, 2004 04:40 PM

hgh spray : Life is a zoo in a jungle.
November 23, 2004 04:59 PM

lose weight : To fear love is to fear life, and those who fear life are already three parts dead.
November 23, 2004 08:43 PM